کارشناسان و متخصصان کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی سماع - دکتر سارا نجاتی

کارشناسان و متخصصان کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی سماع

کارشناسان و متخصصان کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی سماع

کلینیک فوق تخصصی روانپزشکی، روانشناسی سماع از سال ۱۳۹۱ با کادری مجرب به مدیریت سرکار خانم دکتر نجاتی، متخصص اعصاب و روان و فلوشیپ حافظه از دانشگاه علوم پزشکی تهران آماده ارائه خدمات به هموطنان عزیزمان در حوزه های زیر است:
– مشاوره خانواده، ازدواج، طلاق، مشاوره کودک و نوجوان، تحصیلی
– مشاوره و درمانض افسردگی، اضطراب، وسواس، بی خوابی، فوبیا
– درمان ترک سیگار و سایر مواد
– تست بررسی حافظه و آلزایمر
– تست هوش،موفقیت شغلی،شخصیت،ازدواج

دکتر سارا نجاتی نیاز به مشاوره بیشتر دارید؟ برای صحبت با دکتر سارا نجاتی کلیک کنید.
بپرس مشاوره رایگان

دکتر سارا نجاتی
– متخصص تشخیص و درمان اختلالات حافظه و فراموشی
– متخصص آموزش مهارتهای بهبود حافظه و شناخت
– متخصص آموزش خانواده در برخورد با فرد مبتلا به آلزایمر
– تشخیص و درمان انواع افسردگی، اضطراب
– تشخیص و درمان انواع بی خوابی و وسواس
– آموزش مهارتهای کنترل استرس و اضطراب
– تشخیص و درمان سایر اختلالات روانپزشکی از جمله دوقطبی، سایکوز

مرجان پیری

– روانشناس بالینی و درمانگر هیجان مدار
– مشاور مشکلات فردی
– درمانگر اختلالات اضطرابی
– زوج درمانگر هیجان مدار
– مدرس کارگاههای روانشناسی

مهدی حیدری دستجردی

– مشاوره پیش از ازدواج
– انجام تستهای شخصیت در انتخاب همسر
– آموزش مهارتهای زندگی مشترک
– زوج درمانی و رفع تعارضات بین زوجین
– مشاوره در زمینه پیمان شکنی زناشویی و مداخلات طلاق

مهتاب عسکری
– متخصص روانشناسی كودك و نوجوان ، رابطه خانواده و کودک
– آموزش والدين و فرزندپروري
– آموزش تربیت جنسی کودک و‌نوجوان
– آموزش مهارتهای بهبود اعتماد به نفس در کودک و نوجوان(زير ٣ سال تا ١١ سال)

پرنیا علیجانی
– ارزيابي و تشخيص اختلالات حافظه، توجه و تمركز
– ارزيابي و تشخيص اختلالات حافظه و شناخت در سالمندي
– آموزش خانواده هاي بيماران مبتلا به آلزايمر
– ارزيابي و تشخيص مشکلات دوره نوجواني
– آموزش نوجوانان در جهت حل مسائل و مشكلات دوران بلوغ
– آموزش خانواده در جهت ارتباط موثر و مديريت رفتار نوجوانان
– مشاوره تحصيلي دانش آموزان متوسطه اول و دوم
– انتخاب رشته و مشاوره تحصيلي داوطلبان كنكور سراسري

دکترآرش هادیان
– درمان استرس و اضطراب، افسردگی، بی خوابی، وسواس فکری عملی، فوبیا و پانیک از طریق هیپنوتراپی
– درمان دردهای روانی-جسمانی( میگرن، سو هاضمه و دردهای گوارشی، فشارخون بالا،…) با هیپنوتیزم
– درمان وابستگی به سیگار و سایر مواد با تکنیک هیپنوتیزم
– آموزش ‌مهارت کنترل پرخوری عصبی، کنترل خشم، تقویت حافظه و تمرکز با خودهیپنوتیزمی
– مدرس خود هیپنوتیزمی

شیما غزایی
– آموزش اصول گفت و گو
– آموزش شیوه های گفت و گو
– آموزش مهارت گفت و گو در حل تعارض
– آموزش شیوه گفت و گوی سازمانی
– شناسایی موانع گفت و گو و نحوه رفع آنها
– آموزش Active Listening

 

دکتر سارا نجاتی

دکتر سارا نجاتی – متخصص تشخیص و درمان اختلالات حافظه و فراموشی – متخصص آموزش مهارتهای بهبود حافظه و شناخت – متخصص آموزش خانواده در برخورد با فرد مبتلا به...

سوالات خود را از دکتر بپرسید
  • Negar

    سلام من خانومی مطلقه با۳۸سال سن هستم.وحدودا پنج سال پیش ازهمسرسابقم بدلیل مشکلات روانی ایشان وداشتن افسردگی دوقطبی بعداز گذشت حدود شش سال اززندگی مشترکم جداشدم.درطول سالهای جدایی تلاش زیتدی برای ترمیم آسیبهای احتمالی به روحیه وشخصیت واستقلالم از طریق مطالعه ادامه ی تحصیل وورزشهایی مثل یوگا پرداختم.ودرااین مدت ابتدا درکنارخانواده وسپس بعداز گذشت حدود سه سال از خانواده جداشده وبرای ادامه تحصیل وآموزشهایم ب تهران نقل مکان کردم.درمدت این چندسال موردهای مختلفی برای ازدواج داشتم که غالبا بصورت سنتی معرفی شده ویا بدلیل روابط خانوادگی آشناییهایی از قبل بوده ومواردی نیزبصورت انلاین وآشناییهای اجتماعی پیش آمده ک هرکدام ب دلایلی که اکثرااحساس تفاهم روحی واخلاقی نداشتن وگاها مخالفتهای خانواده ی خواستگار بدلیل مطلقه بودن بنده درصورت مجرد بودن پسرشان بوده.بیشتر این موارد هم از نسر سنی بجز دوسه مورد ازآنهکه تجربه ی یکبارازدواج داشته وبزرگتر از بنده بودن بقیه اهمگی بین یک تا حدودشش سال فاصله از نظر سنی از بنده کوچکتربودند.واین موضوع ودرارتباط قرارگرفتنم بااین افراد وموارد مشابه ب این نتیجه رسیدم ک از نظر روحی وروانی باآقایون کم سنتراز خودم مشابهتها وتفاهم اوسازگاری بیشتری دارم..دراین بین ودر حال حاضر بنده یکسال است که با یکی از اقوام دور که شناخت کلی ودوری ازشون داشتم دررابطه هستم ک ابتدابدلیل اصرار ایشان وعلاقه ی قبلی ایشان ترغیب ب شروع این رابطه شدم ولی بعد از گذشت حدود دوسه ماهی وبابوجود آمدن علاقه وشناخت بیشتر ایشان وباتوجه ب شناختیکه از خانواده شان هم داشتم هروز داشتن این تفاهم وشناخت بیشتر به لحاظ روحی وروانی وپرشدن خلاهای عاطفی علاقه ی هردوی ماهم بهم بیشتر شد ولی متاسفانه مشکل اینجاست که ایشان اختلاف سنی بسیار کمتری وحدود ده سال دارندوتازه سرباز هستند وحدود یکسالو اندی ازدوره ی خدمتشان مانده.وشغل خاصی ندارند.اگرچه به لحاظ مالی هردو تقریبا مستقل ازخانواده هایمان هستیم.ولی از طرفی مطمین هستیم که بیشتر بدلیل اینکه ایشان خیلی کوچکتراز بنده هستندوطبیعی هست ک مخالفتهای شدیدی در طرح موضوع ازدواجمان که جسته وگریخته از طرف مادرشون مخالفتهایی مطرح شده چون خانواده شان درحریان آشنایی وتاحدی روابط ما هستند وبیم‌مخالفتهای بیشتروشدیدتر ازطرف اقوام نزدیکشون ومادرشون هم هست،علی رغم اینکه از نظر عقلانی ورفتاری وهمینطور ظاهری وفیزیکی چه از نظر بنده وچه اطرافیانیکه ایشان رو دیدند وبرخورد داشتند بسیارپخته دتر از همسالان خودشون هستند.شاید بنظر من ب این دلیل بوده که ایشون تنها فرزندپسر خانواده بودند که درکنار دوخواهرشون ک هر دو در رنج سنی بنده هستند بزرگ شدن.ایشون یکسالی رو هم خارج از ایران وبلافاصله بعداز دوره ی دبیرستان بتنهایی وبرای تخصیل زندگی کردند.واز تظر استقلال ووابستگی ب خانواده بنظر درشرایط مناسبی هستند.واز نظر فرهنگی ولول خانواده ها هردو خانواده تقریبا در یک حدهستیم.در هرحال دراین بین من بر سر دوراهی شدیدی مانده ام که چطور تصمیم بگیرم.ب کفته ی ایشان مدتی را تاپایان دوره ی سربازی ایشان واستقلال بیشتر مالی ایشان بهمین منوال بگذرانیم تاشرایط مهیاترشود ودر آنزمان حتی علی رغم میل باطنی هردوی ما اگر مخالفت شدیدی پیش آمدایشان بتنهایی اقدام به ازدواج کنند ویا در همین زمان تا قبل از پایان دوره ی سربازی خودشون باز بتنهایی اقدام ب خواستگاری وبدون رضایت خانوادشون کنند که خب این موضوع برای بنده وخانوادم هم خوشایند نیست..نمیدونم تو این شرایط باید چیکارکرد.ضمن اینکه ب هر حال بنده هم از طرف پدر خصوصا تحت فشار برای ازدواج وتنها نماندن نیز هستم وهمینطور موردهای بهتری لااقل از نظر روحی وروانی ونزدیکی فرهنگی نیز ندارم ولی در مورد ایشون تاحد زیادی حس میکنم میتونیم فارغ از اختلاف سنی زندگی خوبی رو بسازیم. لطفا منو راهنمایی کنید که اصلا آیا اختلاف سنی دراین رنج سنی که هردو ظاهرا به بلوغی از نظر فکری وروحی رسیده ایم چقدر میتونه بعنوان یکی از آیتمهای ازدواج مهم باشه ودرآینده مشکل ساز.باتوجه ب اینکه هردوی ما وخصوصا من به ظاهروفیزیک ورزشیم هم خیلی اهمیت میدم وخیلی کمترزسنم بنظر میرسم.ولی به هر حال این شرایط ومورد عادی ومعمول نیست.لطفا منوراهنمایی بفرمایید.پیشاپیش از فرصتی ک برای مطالعه وبررسی موضوع بنده میزارید سپاسگذارم وعذرخواهم اگر عرض بنده به درازاکشید..ممنون

  • Negar

    سلام من خانومی مطلقه با۳۸سال سن هستم.وحدودا پنج سال پیش ازهمسرسابقم بدلیل مشکلات روانی ایشان وداشتن افسردگی دوقطبی بعداز گذشت حدود شش سال اززندگی مشترکم جداشدم.درطول سالهای جدایی تلاش زیتدی برای ترمیم آسیبهای احتمالی به روحیه وشخصیت واستقلالم از طریق مطالعه ادامه ی تحصیل وورزشهایی مثل یوگا پرداختم.ودرااین مدت ابتدا درکنارخانواده وسپس بعداز گذشت حدود سه سال از خانواده جداشده وبرای ادامه تحصیل وآموزشهایم ب تهران نقل مکان کردم.درمدت این چندسال موردهای مختلفی برای ازدواج داشتم که غالبا بصورت سنتی معرفی شده ویا بدلیل روابط خانوادگی آشناییهایی از قبل بوده ومواردی نیزبصورت انلاین وآشناییهای اجتماعی پیش آمده ک هرکدام ب دلایلی که اکثرااحساس تفاهم روحی واخلاقی نداشتن وگاها مخالفتهای خانواده ی خواستگار بدلیل مطلقه بودن بنده درصورت مجرد بودن پسرشان بوده.بیشتر این موارد هم از نسر سنی بجز دوسه مورد ازآنهکه تجربه ی یکبارازدواج داشته وبزرگتر از بنده بودن بقیه اهمگی بین یک تا حدودشش سال فاصله از نظر سنی از بنده کوچکتربودند.واین موضوع ودرارتباط قرارگرفتنم بااین افراد وموارد مشابه ب این نتیجه رسیدم ک از نظر روحی وروانی باآقایون کم سنتراز خودم مشابهتها وتفاهم اوسازگاری بیشتری دارم..دراین بین ودر حال حاضر بنده یکسال است که با یکی از اقوام دور که شناخت کلی ودوری ازشون داشتم دررابطه هستم ک ابتدابدلیل اصرار ایشان وعلاقه ی قبلی ایشان ترغیب ب شروع این رابطه شدم ولی بعد از گذشت حدود دوسه ماهی وبابوجود آمدن علاقه وشناخت بیشتر ایشان وباتوجه ب شناختیکه از خانواده شان هم داشتم هروز داشتن این تفاهم وشناخت بیشتر به لحاظ روحی وروانی وپرشدن خلاهای عاطفی علاقه ی هردوی ماهم بهم بیشتر شد ولی متاسفانه مشکل اینجاست که ایشان اختلاف سنی بسیار کمتری وحدود ده سال دارندوتازه سرباز هستند وحدود یکسالو اندی ازدوره ی خدمتشان مانده.وشغل خاصی ندارند.اگرچه به لحاظ مالی هردو تقریبا مستقل ازخانواده هایمان هستیم.ولی از طرفی مطمین هستیم که بیشتر بدلیل اینکه ایشان خیلی کوچکتراز بنده هستندوطبیعی هست ک مخالفتهای شدیدی در طرح موضوع ازدواجمان که جسته وگریخته از طرف مادرشون مخالفتهایی مطرح شده چون خانواده شان درحریان آشنایی وتاحدی روابط ما هستند وبیم‌مخالفتهای بیشتروشدیدتر ازطرف اقوام نزدیکشون ومادرشون هم هست،علی رغم اینکه از نظر عقلانی ورفتاری وهمینطور ظاهری وفیزیکی چه از نظر بنده وچه اطرافیانیکه ایشان رو دیدند وبرخورد داشتند بسیارپخته دتر از همسالان خودشون هستند.شاید بنظر من ب این دلیل بوده که ایشون تنها فرزندپسر خانواده بودند که درکنار دوخواهرشون ک هر دو در رنج سنی بنده هستند بزرگ شدن.ایشون یکسالی رو هم خارج از ایران وبلافاصله بعداز دوره ی دبیرستان بتنهایی وبرای تخصیل زندگی کردند.واز تظر استقلال ووابستگی ب خانواده بنظر درشرایط مناسبی هستند.واز نظر فرهنگی ولول خانواده ها هردو خانواده تقریبا در یک حدهستیم.در هرحال دراین بین من بر سر دوراهی شدیدی مانده ام که چطور تصمیم بگیرم.ب کفته ی ایشان مدتی را تاپایان دوره ی سربازی ایشان واستقلال بیشتر مالی ایشان بهمین منوال بگذرانیم تاشرایط مهیاترشود ودر آنزمان حتی علی رغم میل باطنی هردوی ما اگر مخالفت شدیدی پیش آمدایشان بتنهایی اقدام به ازدواج کنند ویا در همین زمان تا قبل از پایان دوره ی سربازی خودشون باز بتنهایی اقدام ب خواستگاری وبدون رضایت خانوادشون کنند که خب این موضوع برای بنده وخانوادم هم خوشایند نیست..نمیدونم تو این شرایط باید چیکارکرد.ضمن اینکه ب هر حال بنده هم از طرف پدر خصوصا تحت فشار برای ازدواج وتنها نماندن نیز هستم وهمینطور موردهای بهتری لااقل از نظر روحی وروانی ونزدیکی فرهنگی نیز ندارم ولی در مورد ایشون تاحد زیادی حس میکنم میتونیم فارغ از اختلاف سنی زندگی خوبی رو بسازیم. لطفا منو راهنمایی کنید که اصلا آیا اختلاف سنی دراین رنج سنی که هردو ظاهرا به بلوغی از نظر فکری وروحی رسیده ایم چقدر میتونه بعنوان یکی از آیتمهای ازدواج مهم باشه ودرآینده مشکل ساز.باتوجه ب اینکه هردوی ما وخصوصا من به ظاهروفیزیک ورزشیم هم خیلی اهمیت میدم وخیلی کمترزسنم بنظر میرسم.ولی به هر حال این شرایط ومورد عادی ومعمول نیست.لطفا منوراهنمایی بفرمایید.پیشاپیش از فرصتی ک برای مطالعه وبررسی موضوع بنده میزارید سپاسگذارم وعذرخواهم اگر عرض بنده به درازاکشید..ممنون

  • Negar

    سلام من خانومی مطلقه با۳۸سال سن هستم.وحدودا پنج سال پیش ازهمسرسابقم بدلیل مشکلات روانی ایشان وداشتن افسردگی دوقطبی بعداز گذشت حدود شش سال اززندگی مشترکم جداشدم.درطول سالهای جدایی تلاش زیتدی برای ترمیم آسیبهای احتمالی به روحیه وشخصیت واستقلالم از طریق مطالعه ادامه ی تحصیل وورزشهایی مثل یوگا پرداختم.ودرااین مدت ابتدا درکنارخانواده وسپس بعداز گذشت حدود سه سال از خانواده جداشده وبرای ادامه تحصیل وآموزشهایم ب تهران نقل مکان کردم.درمدت این چندسال موردهای مختلفی برای ازدواج داشتم که غالبا بصورت سنتی معرفی شده ویا بدلیل روابط خانوادگی آشناییهایی از قبل بوده ومواردی نیزبصورت انلاین وآشناییهای اجتماعی پیش آمده ک هرکدام ب دلایلی که اکثرااحساس تفاهم روحی واخلاقی نداشتن وگاها مخالفتهای خانواده ی خواستگار بدلیل مطلقه بودن بنده درصورت مجرد بودن پسرشان بوده.بیشتر این موارد هم از نسر سنی بجز دوسه مورد ازآنهکه تجربه ی یکبارازدواج داشته وبزرگتر از بنده بودن بقیه اهمگی بین یک تا حدودشش سال فاصله از نظر سنی از بنده کوچکتربودند.واین موضوع ودرارتباط قرارگرفتنم بااین افراد وموارد مشابه ب این نتیجه رسیدم ک از نظر روحی وروانی باآقایون کم سنتراز خودم مشابهتها وتفاهم اوسازگاری بیشتری دارم..دراین بین ودر حال حاضر بنده یکسال است که با یکی از اقوام دور که شناخت کلی ودوری ازشون داشتم دررابطه هستم ک ابتدابدلیل اصرار ایشان وعلاقه ی قبلی ایشان ترغیب ب شروع این رابطه شدم ولی بعد از گذشت حدود دوسه ماهی وبابوجود آمدن علاقه وشناخت بیشتر ایشان وباتوجه ب شناختیکه از خانواده شان هم داشتم هروز داشتن این تفاهم وشناخت بیشتر به لحاظ روحی وروانی وپرشدن خلاهای عاطفی علاقه ی هردوی ماهم بهم بیشتر شد ولی متاسفانه مشکل اینجاست که ایشان اختلاف سنی بسیار کمتری وحدود ده سال دارندوتازه سرباز هستند وحدود یکسالو اندی ازدوره ی خدمتشان مانده.وشغل خاصی ندارند.اگرچه به لحاظ مالی هردو تقریبا مستقل ازخانواده هایمان هستیم.ولی از طرفی مطمین هستیم که بیشتر بدلیل اینکه ایشان خیلی کوچکتراز بنده هستندوطبیعی هست ک مخالفتهای شدیدی در طرح موضوع ازدواجمان که جسته وگریخته از طرف مادرشون مخالفتهایی مطرح شده چون خانواده شان درحریان آشنایی وتاحدی روابط ما هستند وبیم‌مخالفتهای بیشتروشدیدتر ازطرف اقوام نزدیکشون ومادرشون هم هست،علی رغم اینکه از نظر عقلانی ورفتاری وهمینطور ظاهری وفیزیکی چه از نظر بنده وچه اطرافیانیکه ایشان رو دیدند وبرخورد داشتند بسیارپخته دتر از همسالان خودشون هستند.شاید بنظر من ب این دلیل بوده که ایشون تنها فرزندپسر خانواده بودند که درکنار دوخواهرشون ک هر دو در رنج سنی بنده هستند بزرگ شدن.ایشون یکسالی رو هم خارج از ایران وبلافاصله بعداز دوره ی دبیرستان بتنهایی وبرای تخصیل زندگی کردند.واز تظر استقلال ووابستگی ب خانواده بنظر درشرایط مناسبی هستند.واز نظر فرهنگی ولول خانواده ها هردو خانواده تقریبا در یک حدهستیم.در هرحال دراین بین من بر سر دوراهی شدیدی مانده ام که چطور تصمیم بگیرم.ب کفته ی ایشان مدتی را تاپایان دوره ی سربازی ایشان واستقلال بیشتر مالی ایشان بهمین منوال بگذرانیم تاشرایط مهیاترشود ودر آنزمان حتی علی رغم میل باطنی هردوی ما اگر مخالفت شدیدی پیش آمدایشان بتنهایی اقدام به ازدواج کنند ویا در همین زمان تا قبل از پایان دوره ی سربازی خودشون باز بتنهایی اقدام ب خواستگاری وبدون رضایت خانوادشون کنند که خب این موضوع برای بنده وخانوادم هم خوشایند نیست..نمیدونم تو این شرایط باید چیکارکرد.ضمن اینکه ب هر حال بنده هم از طرف پدر خصوصا تحت فشار برای ازدواج وتنها نماندن نیز هستم وهمینطور موردهای بهتری لااقل از نظر روحی وروانی ونزدیکی فرهنگی نیز ندارم ولی در مورد ایشون تاحد زیادی حس میکنم میتونیم فارغ از اختلاف سنی زندگی خوبی رو بسازیم. لطفا منو راهنمایی کنید که اصلا آیا اختلاف سنی دراین رنج سنی که هردو ظاهرا به بلوغی از نظر فکری وروحی رسیده ایم چقدر میتونه بعنوان یکی از آیتمهای ازدواج مهم باشه ودرآینده مشکل ساز.باتوجه ب اینکه هردوی ما وخصوصا من به ظاهروفیزیک ورزشیم هم خیلی اهمیت میدم وخیلی کمترزسنم بنظر میرسم.ولی به هر حال این شرایط ومورد عادی ومعمول نیست.لطفا منوراهنمایی بفرمایید.پیشاپیش از فرصتی ک برای مطالعه وبررسی موضوع بنده میزارید سپاسگذارم وعذرخواهم اگر عرض بنده به درازاکشید..ممنون

  • شیرین مجردی

    سلام دکترجان وقت بخیر...ببخشیدهمسرم بخاطرجریان کروناخیلی استرس داره..بیقراری وبیخوابی شبانه داره..وهمش اظهارخستگی ونگرانی میکنه..میگه میرم بیرون ازخونه بهترم ولی تامیام توخونه حالم بدمیشه..واقعااذیت میشه..همش میگه داروی ارامبخش بخورم..میگم خوب نیست عادت میشه واست..تروجون عزیزت..چون نمیتونیم بریم دکتربخاطرترس ازکرونا..راه حلی براش ارائه بفرمایید..اگرم دارو داره لطفااسم دارو ونحوه ومقدار استفادشوبرامون بفرمایید.خدابهتون سلامتی وعزت وسربلندی بده..

  • لغو پاسخ
دکتر سارا نجاتی
بستن دکتر سارا نجاتی دکتر سارا نجاتی

سوالات خود را از دکتر سارا نجاتی بپرسید

02186026147