سرماخوردگی روح! مگه داریم؟!

faateme1366
احساس ناراحتی، اضطراب، ناامیدی، درماندگی، بی‌ارزشی وبی‌قراری از جمله مواردی است که امروزه شاید برخی از افراد با آن دست و پنجه نرم می کنند و دم هم نمی زنند! عده ای از آن ها تصور می کنند به دلیل مشکلاتی که در زندگی خود دارند، داشتن این حالت های روانی و ذهنی امری عادی است و عده ای دیگر هم به آن چندان اهمیتی نمی دهند و زندگی را با همه تکرار و دلچسب نبودنش سپری می کنند.

الکی خوش

شاید شنیدن صدای قهقهه جوانی شاد، خنده فردی میانسال و شادابی و پرانرژی بودن فردی کهنسال آن ها را به تعجب وادارد و با خود فکر کنند که این ها چه انسان های «الکی خوشی» هستند، شاید پا را نیز فراتر بگذارند و بگویند افرادی که این چنین از زندگی خود احساس شادمانی دارند به طور حتم افراد بی خیالی هستند که از مشکلات زندگی چیزی نمی فهمند.

انسان های افسرده اشتیاق خود را بر خلاف افراد دیگر در انجام فعالیت‌هایی که زمانی برایشان لذت‌بخش بوده از دست داده اند، آن ها حتی در خوردن غذا هم دچار افسردگی و بی میلی شده اند و ترجیح می دهند تا بیشتر اوقات خود را در خواب بگذرانند تا این روزها و شب های تکراری از نظر آن ها زودتر بگذرد و به پایان خط برسند.
هر چند برخی از آن ها یا اطرافیانشان نسبت به این حالت ها حساس می شوند و در پی درمان بر می آیند و به دارو درمانی می پردازند که گاهی هم تا آخر ادامه نمی دهند و دوباره همان حالت های قبلی درآن ها ایجاد می شود. به گفته یکی از شهروندان، افراد افسرده، فرصت یک زندگی خوب و شاد را از خود و اطرافیانشان می گیرند. «محمدنیا» ادامه می دهد: برخی از افراد بیش از حد به مشکلات زندگی فکر می کنند و تصورشان بر این است که مشکلات فقط برای آن هاست و به قول معروف هر چه سنگ است جلوی پای آن ها گذاشته شده است در حالی که مشکلات ریز و درشت برای همه مردم وجود دارد.
شهروندی دیگر که کمی به مشکلات روزمره بدبین است، عقیده ای مخالف دارد و بیان می کند: من یک مستاجرم که حقوق و درآمد کم و ثابتی دارم که باید هر ماه برای اجاره خانه، پرداخت قبض های منزل و خرج روزمره بخش زیادی از درآمدم را کنار بگذارم. از سوی دیگر هر روز بر مشکلات مالی و بدهکاری هایم افزوده می شود که این استرس ها توان جسمی مرا گرفته است و هر روز بیشتر از روز قبل به فکر فرو می روم تا بتوانم چاره ای بیندیشم اما به هیچ نتیجه ای نمی رسم از این رو از زندگی دلزده و خسته شده ام.


مهندسی ارتباطات


به گفته کارشناسان نخستین اصل در تعامل و جلوگیری از اختلالات روان شناختی ارتباط با دیگران است و این که یاد بگیریم چگونه حرف بزنیم و چگونه حرف بشنویم. به گفته مدیر کل دفتر امور اجتماعی استانداری خراسان شمالی، علت این که بیشتر افراد به اختلالات خلقی مبتلا شده اند ناشی از این است که نتوانسته اند با جامعه ارتباط برقرار کنند و در نخستین اصل که مهندسی ارتباطات است، با مشکل مواجه شده اند.
«فریبا باقری باغان» ادامه می دهد: اگر کاری کنیم که این افراد در رفتارهای اجتماعی و شغلی وارد کار تیمی شوند، تا حدی زیادی می توان از مشکلات آن ها جلوگیری کرد. وی عقیده دارد: امروزه حتی چیدمان مبلمان شهری و صندلی ها سر کلاس های درس نیز به گونه ای طراحی شده است که از تنهایی بشریت جلوگیری کند. وی درد تنهایی را بزرگ ترین درد بشر امروز بیان می کند و می افزاید: باید کمک کنیم جوانان کارهای گروهی را فرا بگیرند و وارد میدان های ورزشی و کارهای تیمی شوند و مهارت‌های اولیه ارتباط را به کودکان و فرزندان خود آموزش دهیم؛ مهارت هایی مانند آگاهی، تصمیم گیری، اعتماد به نفس را یاد بدهیم زیرا افرادی که شخصیت های نیمه آگاه دارند و درون گرا هستند به خوبی نمی توانند مشکلات خود را رفع کنند بنابراین خودخوری و درون ریزی می کنند.
وی می افزاید: باید مراکز روانشناختی رایگان یا با نرخ های مناسب در مکان هایی که پیک جمعیت بالاست، افزایش یابد و آن ها را وارد کار کنیم و به آن ها اطلاعات دهیم.


بیا حرف بزنیم


وی ارائه تکنیک های روان شناختی را در قالب فیلم و هنر موثر می داند. وی افسردگی را سوغات صنعتی شدن می داند و بیان می کند: سمن ها و سازمان های غیر دولتی باید وارد کار شوند و مردم را به کارهای گروهی مختلفی تشویق کنند. به عقیده وی اگر موفق شویم این تکنیک ها را به جوانان آموزش دهیم به طور حتم اتفاق های بسیار نیکی در پیش رو خواهیم داشت. «باقری باغان» با اشاره به شعار جهانی هفته سلامت که عنوان می شود افسردگی ، بیا حرف بزنیم، بیان می کند: این بدان معناست که مردم ما باید گفتمان صحیح، فن مذاکره و خوب گوش دادن را یاد بگیرند، در مقابل نظرات دیگران قدرت تاب آوری و شنیدن حرف مخالف را داشته باشند و اگر حرفی می شوند آن را تعمیم ندهند و فقط درباره همان بحث و موقعیت مذاکره کنند، برخی این نظرات را مستندسازی و بر اساس نتیجه گیری، قضاوت و حکم صادر می کنند که این ذهنیت ها باعث دوری از اجتماع می شود. وی که افسردگی را به عنوان سرماخوردگی روح نام می برد، می گوید: باید برنامه های خوبی از سوی مسئولان پایه ریزی شود که در حال حاضر در زمینه آسیب های اجتماعی با 10 دستگاه تفاهم نامه منعقد شده است. وی خاطرنشان می کند: در استان حدود 133 سمن وجود دارد که بیشتر آن ها در حوزه های روانشناختی فعالیت می کنند. به گفته وی باید برگزاری کارگاه های آموزشی 20 تا 30 نفره که امکان تعامل می دهد، افزایش یابد. وی بر این نکته نیز تاکید می کند که مشکلات نباید لاینحل دفن شود بلکه باید غربالگری شود و شخصیت وجودی انسان مطرح، گفتمان و رفع شود و گرنه در روح و روان انسان می ماند و در قالب بیماری‌های مختلف ظهور می یابد.

آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
مطالب پیشنهادی

نظر خود را وارد نمایید
لغو پاسخ